پریای شکمو وغرغرو!!!

م م :پریا ، بابی رو بیشتر دوست داری یا م م رو ؟

پریا در حال خوردن نونو خامه شبانه(قبل از خواب): نون خامه رو

م م :یعنی مامان وبابا رو دوست نداری؟

پریا با اشاره به پیش دستی نون و خامه: نه فقط اینا رو دوست دارم!!!نیشخند

****************************************************

من و دلم واسه مهدمون تنگ شده ...بابی و م م کیف مهد مو دیگه به من نمی دن تا برم مهد...دیشب آی دلم می خواست برم مهد که نگگگگگگگگگگگگو ونپرررررررس!! اونقدر گریه کردم تا بالاخره م م کیف مهد مو نشونم داد ویک کمی آروم شدم چون واقعاً حوصله ام از تو خونه موندن سر اومده !!! شدم پریای غرغرووو!! واسه همین م م اسک اولین رو ز مهد رفتنمو گذاشت تو وبلاگم ....

ببینید چه ذوقی دارم!! هنوزم رفتن به اونجا رو دوست دارم!!! (این اسک مال 5/1 سالگی امه الان من 5/2 سالم...)

/ 4 نظر / 7 بازدید
راما

سلام عاطفه جون ممنون که به ما سر زدید. حتما لینکتون میکنم. پریا را ببوس

عاطفه

سلام بوس براي پريا خانوم منم مامان عاطفه ام. البته هنوز نصفه! اسفند ديگه مامان واقعي ميشم خوشحال ميشم شما رو توي وبلاگ ببينم

عاطفه

سلام الايي بري دانشگاه اين وبتونم لينك ميكنم با اجازه

مامان اکرم

سلام ای جاااااااااان! چقدر بامزه می خنده. ببوسش این پدرصلواتی رو. انشالله همیشه خوب باشه[ماچ]