خاطرات اولین سی دی

نمی دونم چرا به سی دی ها می گویی کارت شاید به خاطره اینه که واقعا داخل کارت است بگذریم...اولین سی دی که واست خریدم آوای تاتی بودالبته شماره 2 تو اون موقع یکسال و نیمه بودی و یک صندلی کوچک قرمزی داشتی (هنوز هم داری) می رفتی روش می نشستی وبعد ساعتها اون واست می خوند و تو هم دقیق و جز به جز نگاه می کردی...آخ یادمه به داستان بستنی و سنجاب کوچولو خیلی علاقه داشتی...

الان نزدیک دو سال از او نموقع می گذره...و تو همچنان به آوای تاتی شماره 2 علاقه داری البته حالا به قسمت موش کوچولو  ومهمونی که فکر کنم مختصری در پست فبلی ام راجع این موضوع نوشتم... به همین خاطر بابایی از من خواهش کردند و به من موقعی که سر کار بودم زنگ زدند و گفتند تا امروز سی دی جدیدی نخریدی به خونه نیا چون از ای آوای تاتی حالم بهم می خوردهکلافهو من هم سریع و بدون چون چرا به فروشگاه تارا که معدن این چیزهاست و سی دی خاله ستاره رو برات خریدم....هوراو الان نزدیک 5 روز از تاریخ خرید سی دی جدید می گذره و کامپیوتر از صبح ساعت 9 شب تا 11 شب فقط برات قصه های خاله ستاره تعریف می کنه..عصبانی.فکر کنم با این اوضاعی که تو در پیش گرفتی باید هر روز سی دی جدیدی بخرم و فکر نکنم 365 نوع سی دی وجود داشته باشه!هیپنوتیزم

/ 2 نظر / 11 بازدید
مامان اکرم

سلام امان از این سی دی ها!!! اینقدر نگاه می کنن که آدم کلمه به کلمه و جزء به جزء مطالبش رو حفظ میشه[کلافه] بالاخره اقتضای سنشون هم هست دیگه[قلب][ماچ]

منصوره

[لبخند] سلام پريا جون دوستت داريم از طرف من و مينا [قلب]