گزارش تصویری 1

فروردین 90 اصفهان:))  عمارت علی قاپو-جاتون خالی بود رفتیم پیش خاله شیما تا تونستم گریه کردم (البته اون خنده ام رو نبینین)خجالت

 

هتل عباسی اصفهان- فروردین 90 با بابی جون جونم

 

سوار بر اسب با بابی راستی میدونید من یک اسب قهوه ای دارم که تو پارک اب و اتشه.....

بعد از اومدن از سرزمین عجایب

 

روز تولدم در مهد - پارسیا رو دوست می دارم...

 

روز 26 اردیبهشت خاطره انگیز ترین روز سال - تولد دست جمعی در مهد کودک سیمای فرشتگان

اونچه خاطرم هست-از چپ به راست: مانی-یوسف - کسرا- علیرضا- باربدو آخری نمی دونم اسمش چیه(ببخشید عزیزم)

 

 

ومن در حال نگاه کردن به بابی....

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
اعظم مامان سپهر

الهي چشم ما روشن پريا جون چه عكساي خوشگلي اونم تو مهد!!! هميشه شاد و خوش باشي عزيز دلممممممممم[ماچ]

مامان اکرم

سلام به به! چه عکسای قشنگی. بابا ما خیلی وقت بود منتظر عکس بودیم. باز هم تولدش مبارک[ماچ]

معصومه

چقدر ناز هست پریا[ماچ]

سلام

بابا پریا قد بلند و خوش تیپ[لبخند]