م م :پریا ، بابی رو بیشتر دوست داری یا م م رو ؟

پریا در حال خوردن نونو خامه شبانه(قبل از خواب): نون خامه رو

م م :یعنی مامان وبابا رو دوست نداری؟

پریا با اشاره به پیش دستی نون و خامه: نه فقط اینا رو دوست دارم!!!نیشخند

****************************************************

من و دلم واسه مهدمون تنگ شده ...بابی و م م کیف مهد مو دیگه به من نمی دن تا برم مهد...دیشب آی دلم می خواست برم مهد که نگگگگگگگگگگگگو ونپرررررررس!! اونقدر گریه کردم تا بالاخره م م کیف مهد مو نشونم داد ویک کمی آروم شدم چون واقعاً حوصله ام از تو خونه موندن سر اومده !!! شدم پریای غرغرووو!! واسه همین م م اسک اولین رو ز مهد رفتنمو گذاشت تو وبلاگم ....

ببینید چه ذوقی دارم!! هنوزم رفتن به اونجا رو دوست دارم!!! (این اسک مال 5/1 سالگی امه الان من 5/2 سالم...)