الان جند شبه که م م موقع خواب واسم قصه می گم چون دوست دارم و بهش خوب گوش می دم ...دیروز روز  جهانی کودک ورسانه بود ...م م میگه بس شد که سی دی نیگاه کردی همش من اوای تاتی رو نیگاه می کنم...به همین خاطر م م دیروز یاد گرفت که واسم قصه بخونه ...اولین قصها ش راجع ملک محمد و دخترهایی که یک دل نه و صد دل عاشقش می شن بود ولی من خوشم نیومد ...بعد م م شعر پریای نازنین چه تونه زار میزنین ...پریا گشنشونه ...پریا تشنه شونه رو واسم خوند و بهم فهموند که  من گشنه وتشنه هستم من هم م م رو مجبور کردم اول چراغ رو روشن کنه بعد واسم ام وبعد آب بیاره تا اون باشه از این شعر ا واسم نخونه!نیشخندمشغول تلفن