سلام 

 دیشب م م و ب ب یه چیز هایی رو برام آوردن که بهش میگن ببین وبگو .چون م م معتقده کم کم باید حرف بزنم... اونها یکسری کارت بودند که توش هرچی وسایل خونه بود رو کشیده بودن  ..ب ب  با جدیدیت داشت بهم می گفت این چیه واون چیه منهم هی کارت هارو بر میداشتم و فرار میکردم ...چون واسم عجیب بود که هرچی تو خونه داشتیم حالا تو یه تکه کاغذ باشه ولی م م رو من خیلی دوست دارم اون که به من میگفت من به همشون میگفتم نیس...نیس البته مظورم این بود که  هست ولی خب  نمی تونم بگم ....آخه م م جان من که من به د ست میگم اس به پا میگم آپ به نظرت واسه یه کوچولوی ۵/٢ ساله کافی نیس من که میگم هس خب آخه من یه ذره میخوام تنبل بازی در بیارم!!! با با(یعنی خداحافظ)

 برم به کارهام برسم امروز کلی نقشه دارم میخوام پشتی های خونه رو بندازم زمین و با ن ن ها بازی کنم!