سلام

من پریای  م م و ب ب هستم .اونا منو خیلی دوست دارن. خب من هم اونارو دوست دارم .چون پیش هیچ کس نمی مونم.نه پیش مامان جون نه پیش خاله جون..من خیلی با هوشم اینو من نمیگم م م و ب ب میگن...البته حق دارن چون من نیگاهاشون رو زود می خونم و واکنش میدم. من بلدم نسیتم خوب خوب حرف بزنم ولی با اشاره استادم!مثلا به غذا میگم ام به عروسکاهم میگم  ن ن ...عروسکامو خیلی دوست دارم یکیشو خاله عارفه برام خریده ...خاله عارفه رو زیاد نمی بینم چون پیشم نیست یک جایی که هروقت بخوام ببینمش باید سوار ماشین بشیم  وچون من خیلی به م م اراددت دارم واونا رو حسابی تو ماشین گیج میکنم م م کم کم داره دیر به دیر میره اونجا...

خوب من خوام برم سی دی مورد علاقه ام رو نیگاه کنم....م م میگه حالمو بهم زدی از بس که نیگاه کردی ...خب دوست دارم دیگه... اصلاً نمیخوام اونا تلویزیون نیگاه کنند..چون هر  وقت میینم اونا فقط حواسشون به یک نقطه تو  تلویزیونه من زود میرم جلوی تلویزیون...