نویسنده: پریا شفیق - سهشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩
پریای راننده:
پشت فرمان- ماشین روشن- ترمز دستی پایین و اماده حرکت
پریای شیطون:
مامان برو آمپول بزن بعد گریه کن باشه مامان! ببین من گریه نمیکنم!
پریای منظم:
پریا: صبح که از خواب پا میشیم اول ج.ی.ش میکنیم بعد مسواک می زنیم بعدش با حوله خشک میکنیم بعدش میایم بیرون !!!!!
پریای مهربون: اگه مامان جایزه نخره باز هم اونو دوست دارم
پریای نگران: هر روز بعد از سر کار اومدن از من می پرسه؟ مامان چی شد آمپول زدی؟ به گمان دخترکم می رون تا آمپول بزنم
پریای چموش:
میاد یواشکی تو گوشم زمزمه می کنه بعد میگه : خب باشه! برام می خری؟ میگم چی ؟ جواب میده: هیس ! ساکت!
